close
تبلیغات در اینترنت
مدح
رئــوفــــــــ اهـــل بــیــت شــعــر

موضوعات

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

درباره سایت

Profile Pic
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی.اشعار استفاده شده در این وب سایت گلچینی از بهترین اشعار و توانا ترین شاعران اهل بیت (ع) است امیدواریم با همکاری شما بتوانیم گامهای موثرتري در جهت پیشرفت روز افزون این وب سایت رئوف اهل بیت برداریم. -------------------------------------- 09157000042---09156000041 ------------------------------------------ ایمیل. seyed43@ymail.com --------------------------------------- دوست عزیز ذکـر مـنـبـع لطفا فراموش نشود --------------------------------- سید محمد طبا طبا ئی -----------------------------------

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 3
  • بازديد امروز : 13
  • بازديد ديروز : 766
  • آي پي امروز : 4
  • آي پي ديروز : 38
  • ورودی امروز گوگل : 0
  • ورودی گوگل دیروز : 14
  • بازديد هفته : 2,844
  • بازدید ماه : 18,002
  • بازدید سال : 141,252
  • كل بازديدها : 511,489
  • ای پی شما : 54.161.100.24
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 44
  • كل مطالب : 3588
  • كل نظرات : 52
  • امروز : جمعه 27 مهر 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع

آخرین عناوین

از لطف خدا دلم شده زنده به دین

حب علی و فاطمه ام شد آیین

شد آب و گلم سرشته با عشق حسین

با مهر رئوف اهل بیت است عجین

-----------------------
سید هادی طباطبائی

زابتدای وجودم به من نظر داری

تویی که دم به دم ازحال من خبر داری

طواف کوی تو بالاتر از هزاران حج

به روی گنبد خود بوسه  ی قمر داری

حساب کردم و دیدم به پای حسن صفات

زخوبی همه خوبان تو بیشتر داری

خداگواست به خواب شبم نمیدیدم

مرا به منصب همسایه مفتخر داری

صفای کرب و بلا جای خود،تو در اینجا

صفا و منزلت و شوکت دگر داری

مزاحمت نشوم حرف خود خلاصه کنم

چرا که خیل گدایان به پشت در داری

گدایم و نظرم سوی شاه ذوالکرم است

دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است

شکسته ام پر پرواز این ترانه تویی

دلیل جوشش این حس عاشقانه تویی

به هرکه  غیر شما رو زدم ندانستم ...

تلاطم کرم و لطف بی کرانه تویی

بیا بیا پدرانه بگیر دست مرا

که ازتبار علی هفتمین نشانه تویی

همیشه دور شدن ازتو کار دستم داد

حریم امن الهی در این زمانه تویی

به روز حشرکه هرکس به علتی بخشند

برای بخشش من بهترین بهانه تویی

هرآنچه خیرو خوشی،آبرو ،رسیده به من

دلیل آنکه به سویم شده روانه تویی

جهان بی گل رویت خرابه عدم است

دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است

اسیر ظلمتم و این حرم پراز نور است

به لطف حضرت یزدان بساطمان جور است

در آستان شما میشود خدا را دید

حریم زاده  ی موسی چو وادی طور است

فروخت آدم و حوا به گندم حرمت ...

بهشت را و ازآن بی گمان چه مسرور است

قسم به غربتتان قدرتان ندانستیم

حرم به فاصله نزدیک و راه مان دور است

و بارها گره از کارمان تو واکردی

چه فایده که زعصیان دو چشممان کور است

ضمانتم بنما گرچه کمترم آقا

زآهویی که وفایش حدیث مشهور است

تنم ز عطر قنوتت وجود دم به دم است

دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است

مسیح من ز نفس هایتان دمیده شدم

سپس برای شما بودن آفریده شدم

به لطف لقمه ی پاک و محبت پدرم

زشیر مهرولای تو پروریده شدم

نبود قیمتم  و قیمتی شدم زانکه

به دست های کریم شما خریده شدم

مثال میوه ی کالی به شاخه ای بودم

زهرم برق نگاه شما رسیده شدم

زبس که جاذبه دارد حریم قدس شما

زکودکی سوی این آستان کشیده شدم

به وقت دل خوشیم گرم کار خود بودم

به وقت مشکل و غم بین صحن دیده شدم

تمام زندگی (مسلمت) همین قلم است

دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است
----------------------------------------------------
هاشم طوسی(مسلم

دل شود گاهی گدای کوی سلطان بهتر است

نیمه شب عازم شود شهر خراسان بهتر است

در حریمت بنده ی عاقل پریشان میشود

من اگر دیوانه باشم یا پریشان بهتر است

گندم ما با عنایات رضا نان میشود

گر بگیرم از دو دستان رضا نان بهتر است

دانه ی تسبیح من مانوس با نام رضاست

از همه اذکار عالم یا رضا جان بهتر است

آینه کاری و کاشی کاری دور ضریح

بی شک از آیینه کاری های رضوان بهتر است

هرچه من گویم تو از آن برتری شمس و الشموس

پس اگر این بیت باشد بیت پایان بهتر است

---------------------------------------------------------------------

حبیب باقرزاده

پیش طبیب هستم و درمان نوشته است

درمان برای من رخ جانان نوشته است

فهمید بی قراری من علتش چه بود

دیدار روی ماه کریمان نوشته است

آب و هوای ری به من مشهدی نساخت

در نسخه اش دیار خراسان نوشته است

دستی که لطف کرد مرا نوکرت نوشت

برطالع بلند تو سلطان نوشته است

هریک نخش علاج هزاران غم است و درد

بر روی پرچمی که ذکر رضا جان نوشته است

این کشور از جهار طرف بیمه رضاست

این را خدا به نقشه ایران نوشته است

آلوده آمدم که طهارت دهی مرا

حق شرح پاکی تو به قرآن نوشته است

رحمت به شیر مادر آن مست شاعری

کین بیت را برای تو اینسان نوشته است...

"ای آبروی جن و ملک خاک بوسی ات

عالم فدای جلوه شمس الشموسی ات

-------------------------------------------------------------------

سید پوریا هاشمی

 

این گنج به این طایفه ارزان نرسیده

 

بی رنج به دستان دلیران نرسیده

 

در هیچ زمان اینهمه انواع غنیمت

 

بی دغدغه و جنگ به ایران نرسیده

 

از نام رضا مملکت ما شده آباد

 

با اینهمه یوسف که به کنعان نرسیده

 

اینجاحرمی هست که بردور ضریحش

 

در اصل کسی تازه به دوران نرسیده

 

راهی شدم از دور به سمت حرم تو

 

فرمان بده تا دست به فرمان نرسیده

 

جاداشت که درجاده ی مشهد وسط قم

 

از شوق بمیریم به تهران نرسیده

 

قصد حرم حضرت معصومه که کردیم

 

مُردیم از این عشق به شیخان نرسیده

 

انگار رضا باز نکرده به معارف

 

لبهای کسی را که به سوهان نرسیده

 

مشهد که شود کعبه چه خوب است که زائر

 

محرم بشود باز به سمنان نرسیده

 

باید بکند کفش چو موسی پی دیدار

 

در راه به استان خراسان نرسیده

 

دل رفته به پابوس تو قبل از فلکه اّب

 

ما دور تو گشتیم به میدان نرسیده

 

ما دور تو گشتیم و به سمت حرم تو

 

مُردیم به پایان خیابان نرسیده

 

ای وای دلم در حرم از شوق زیادی

 

راهی نجف گشت به ایوان نرسیده

 

جایی که در اینجا به اباصلت رسیده

 

دیدیم که در رتبه به سلمان نرسیده

 

این اوج کریمی ست که بیماری من را

 

دادید شفا دست به دامان نرسیده

 

ای کاش دوباره تو بخواهی و بیایم

 

در موقع برگشت به تهران نرسیده

 

----------------------------------------------------------------------

 

مهدی رحیمی

 

 

ای خراسان تو رشک روضه رضوان ما

 

سایه گلدسته هایت بر سر ایران ما

 

خاک کویت در تمام درد ها درمان ما

 

جان گرفته از نسیم بارگاهت جان ما

 

تربت تو هم نجف هم تربت پیغمبر است

 

زائرت از زائر کل امامان برتر است

 

گنبد زرین تو تا حشر مصباح الهداست

 

پرچم سبز تو را امنیت ملک خداست

 

خشت خشت بارگاهت را به عالم این نداست

 

شهریار عالم است آن کس که بر این در گداست

 

ای فتاده بر سر خلق دو عالم سایه ات

 

عالمی در سایه ات ایراننیان همسایه ات

 

دل که شد از آن تو بیت الحرامش می کنی

 

هرکه گردد زائرت اول سلامش می کنی

 

روز محشر صاحب قدر و مقامش می کنی

 

هرکه باشد هشت جنت را به نامش می کنی

 

دست زوار شما در حشر دردست شماست

 

بلکه باشد نامه اعمال او در دست راست

 

درد جان خلق را درمان تویی دارو تویی

 

کبریا مظهر علی آیین محمد خوتویی

 

هشتمین آیینه دار حسن ذات هو تویی

 

هم جمال غیب هو هم ضامن آهو تویی

 

زائر قبر تو نزدتو عزیز از ابتداست

 

احترامش می کنی زیرا که زوار خداست

 

آسمان ها سفره رنگین احسان تو اند

 

آسمانی ها سر این سفره مهمان تو اند

 

قدسیان دنبال آهوی بیابان تو اند

 

عرشیان پیوسته زوار خراسان تو اند

 

هم ادب درآستانت شخص موسی می کند

 

هم نسیم بارگاهت کار عیسی می کند

 

نار اگر نام از خراسانت برد نورش کنند

 

نور اگر دور از نگاهت اوفتد کورش کنند

 

گر به شیطان چشم رحمت واکنی حورش کنند

 

وای برآن کس که فردا از شما دورش کنند

 

زائرت را وقت جان دادن چو آیی برسرش

 

این عجب نبود که از رافت بگیری در برش

 

ای همه در های صحنت خلق را باب الجواد

 

وی همه عالم مرید و کوی تو باب المراد

 

تاقیامت از گدا آید عنایاتت زیاد

 

زائر تو با تو محشور است دررروز معاد

 

خوش به حال آنکه روز حشر کارش بارضاست

 

نقش پیشانی زوار حریمت یا رضاست

 

کاش قلبم برکبوتر های صحنت دانه بود

 

کاش جانم گرد شمع زائرت پروانه بود

 

کارم از اول گدایی بردر این خانه بود

 

هرکه شد دیوانه کوی شما فرزانه بود

 

خادم در بار تو فخریه بر شاهان کند

 

کفش دار آستانت ناز بر رضوان کند

 

ای سرم خاک ره جاروکشان صحن تو

 

صورت خورشید فرش آستان صحن تو

 

پرچم نصر الهی سایه بان صحن تو

 

بال جبراییل چتر آسمان صحن تو

 

بس که آقاو رؤفی و شفیقی یارضا

 

باگدایان در خود هم رفیقی یارضا

 

آمدم تا در شرار مهر خود تابم دهی

 

آمدم تا هرچه می خواهی از این بابم دهی

 

آمدم ازخاک کویت گوهر نابم دهی

 

آمدم کز جام سقاخانه ات آبم دهی

 

ناله و سوزو درون و گریه و آهم بده

 

فرض کن یک اشترم درصحن خود راهم بده

 

----------------------------------------------------------------------------

 

غلامرضا سازگار